پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - عراق و قرن خيزشهاى شيعى - شیرودی مرتضی

عراق و قرن خيزش‌هاى شيعى
شیرودی مرتضی

پس از رحلت پيامبر اكرم (ص)، منطقه عراق امروزى به تصرف سپاه اسلام در آمد. با پايان گرفتن حكومت كوتاه حضرت على (ع) ، به ترتيب امويان، بنى عباس، امراى آل بويه و تركان سلجوقى بر آن ناحيه حكمرانى كردند. در قرن هفتم خورشيدى عراق به اشغال مغولان در آمد. سرانجام در سال ٩١٣ ش. سلطان سليمان عثمانى با شكست دادن مغولان، بر عراق مسلط شد. اين سرزمين تا چهار قرن پس از آن زير سلطه امپراتورى عثمانى باقى ماند. (١)
انگلستان در سال ١٤١٣ ش. اجازه تاسيس يك دفتر تجارى در مصر را از سلطان عثمانى گرفت. حدود هفتاد سال بعد، انگليسى‌ها با ايجاد دو پايگاه نظامى در دهانه اروندرود و منطقه كويت و تاسيس سفارت در بغداد، نفوذ خود را در اين بخش، گسترش دادند. سه سال بعد از شروع جنگ جهانى اول، انگلستان با بهره‌گيرى از ضعف عثمانى و متحدناش (٢) تا بغداد و كركوك پيشروى كرد. اين واقعه سرآغازى براى شكل‌گيرى جنبش‌هاى اسلامى ضد استعمارى در تاريخ معاصر عراق شد. (٣)

نخستين خيزش‌ها و قيام‌ها

قيام معروف ١٩٢٠ م. /١٢٩٩ ش. ، اولين واكنش گسترده مردم عراق عليه سلطه و استعمار غربى بود. نطفه اين قيام با تصرف بصره در نخستين سال شروع جنگ جهانى اول بسته شد. اما اشغال بغداد در سال ١٩١٧ م. /١٢٩٦ ش. عدم وفاى انگليس به عهد خويش، مبنى بر اعطاى استقلال به عراق پس از جنگ جهانى اول و تحت‌الحمايه دادن عراق طى يك رفراندوم فرمايشى، تثبيت نظام قيمومت انگليس بر عراق در «كنفرانس سان ريمو» (٤) و بويژه فتواى «آيت الله محمد تقى شيرازى‌» مبنى بر اين كه «هيچ كس جز مسلمانان حق ندارد بر مسلمانان حكومت كند» زمينه‌هاى تدريجى قيام مذكور را عليه انگليس فراهم آورد. (٥) هدف مردم عراق از قيام عليه انگليس، رهايى از سلطه، تحت‌الحمايگى و قيمومت‌بر آن كشور بود. به همين جهت على رغم ستم‌ها و ظلم‌هاى امپراتورى عثمانى نسبت‌به عراقى‌ها، هنگامى كه بصره به اشغال انگليسى‌ها درآمد، عراقى‌ها در كنار عثمانى‌ها عليه قواى انگليسى وارد جنگ شدند. همچنين با اعلام تحت‌الحمايگى عراق از سوى انگليس و به خصوص بعد از تصميم كنفرانس سان ريمو - مبنى بر لزوم قيمومت انگليس بر عراق - شورش‌هاى گسترده‌اى عليه انگليسى‌ها در عراق صورت گرفت. (٦)
رهبرى سلسله قيام‌هاى دهه دوم قرن جارى ميلادى و قيام ١٩٢٠ م. /١٢٩٩ ش. عراق بردوش روحانيت و به‌ويژه با آيت الله محمد تقى شيرازى مرجع بزرگ شيعيان بود; زيرا بر اساس فتاوى ايشان مردم در جهاد عمومى عليه انگليس در زمان اشغال بصره شركت كردند، و در پايان جنگ جهانى اول از شركت در رفراندوم انگليسى در تاييد و تثبيت تحت‌الحمايگى عراق خوددارى ورزيدند، و همچنين به دستور معظم‌له «كميته حيدرى‌» مركب از روحانيون براى هدايت انقلاب مسلحانه ضد انگليسى تشكيل شد. با فوت وى قيام از سوى مرجع بعدى يعنى «آيت الله فتح الله اصفهانى‌» معروف به «شيخ الشريعه‌» تداوم يافت. (٧)
قيام‌هاى مردم عراق كه در فاصله سال‌هاى ١٩١٠ تا ١٩٢٠ م. /١٢٨٩ تا ١٢٩٩ ش. روى داد، به پيروزى قاطع و آشكار دست نيافت; زيرا جهاد عمومى مردم در سال‌هاى پس از اشغال بصره، به علت‌ساز و برگ نظامى برتر انگليسى‌ها، تاثير وعده استقلالى كه انگليسى‌ها به شيوخ و مردم عراق داده بودند، و نيز ناتوانى قواى عثمانى‌ها كه ناشى از ضعف نظامى، رشد فساد و فقدان پايگاه اجتماعى آنان بود، منجر به پيروزى‌هاى پى در پى انگليسى‌ها شد كه با اشغال بغداد در سال ١٩١٧ م. /١٢٩٦ ش. به اوج خود رسيد . در مرحله بعد انگليس با بهره‌گيرى از فروپاشى عثمانى و برخوردارى از حمايت دولت‌هاى استعمارى بزرگ، قيام مردم عليه تحت‌الحمايگى عراق را در هم كوبيد. قيام ١٩٢٠ م. /١٢٩٩ ش. را نيز با انتصاب يك فرماندار خشن بر عراق و تقويت نيروى نظامى، به‌ويژه نيروى هوايى، به‌شدت سركوب كرد. (٨)

علما و امور خيريه و قضايى

به رغم سركوب قيام ١٩٢٠ م. /١٢٩٩ ش. مخالفت‌شيعيان عراق با سياست‌هاى انگليس ادامه يافت. اين مخالفت‌ها علاوه بر دلايل گذشته، زمينه‌هاى جديدترى نيز داشت; مانند تعيين شوراى وزيران با اكثريت‌سنى، توسط فرماندار انگليسى عراق، به پادشاهى رساندن فيصل در عراق طى يك رفراندوم فرمايشى در سال ١٩٢١ م. /١٣٠٠ ش. اعمال نفوذ در انتخابات مجلس ملى، كم كردن نفوذ علما بر امور خيريه و قضايى از طريق تشكيل اداره اوقاف و افزايش شمار دادگاه‌هاى مدنى، تلاش براى غير دينى كردن مدارس بر پايه ناسيوناليسم عرب، برقرارى اتحاد ٢٥ ساله عراق با انگليس به عنوان شرطى براى استقلال كشور، اجراى قانون سربازگيرى اجبارى از شيعيان، افزايش ماليات‌ها و... (٩)
مردم قيام‌كننده همانند گذشته در پى رهايى كشور از سلطه انگليسى‌ها بودند، اين مخالفت‌ها نيز از سوى روحانيت‌شيعه هدايت و رهبرى مى‌شد; به گونه‌اى كه مردم بر اساس نظر علماى شيعه از شركت در انتخابات مجلس ملى كه قرار بود بر قيمومت انگليس بر عراق صحه گذارد، خوددارى كردند. اما روحانيت همانند دوران قيام‌هاى ضد انگليسى گذشته در صحنه حضور نداشت . علت اين امر به سركوب قيام ١٩٢٠م. /١٢٩٩ش. روى كار آمدن يك دولت ملى، تحكيم سلطه انگليس در عراق و نيز فقدان رهبر و يا رهبرانى مقتدر چون آيت الله محمد تقى شيرازى و شيخ الشريعه، برمى‌گشت. (١٠)

انقلاب، نه اصلاح

در نيمه اول دهه ٣٠ ش. /نيمه دوم دهه ٥٠ م. ناسيوناليسم عرب متاثر از انديشه‌هاى ناسيوناليستى «جمال عبدالناصر» - رئيس جمهور اسبق مصر - و نيز رشد فزاينده كمونيسم و... موجب شكل‌گيرى گروه‌هاى اسلامى جديد در عراق گرديد. «حزب الدعوه‌» (تاسيس ١٣٣٦ ش). ، جماعت العلماء (تاسيس ١٣٣٧ ش). و حزب اسلامى (تاسيس ١٣٣٩ ش). نمونه‌هايى از اين گروه‌ها هستند كه اولى بر پايه لزوم تلاش براى بازگشت‌به اسلام نخستين و مابقى به منظور جلوگيرى از گسترش كمونيسم شكل گرفتند. (١١)
هدف رهبران حزب الدعوه، جماعت العلما و حزب اسلامى، تغيير وضع سياسى عراق و تبديل آن به يك وضع مطلوب اسلامى از طريق مبارزه با ناسيوناليسم و كمونيسم و تشكيل حكومت اسلامى بود. اين هدف‌ها، نتيجه سال‌ها مبارزه سياسى بود; زيرا حزب الدعوه پس از بيست‌سال تلاش ناموفق در متقاعد كردن دولت‌به لزوم انجام و اجراى اصلاحات، اندكى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران متقاعد شد كه در وضع فعلى عراق، اسلام به انقلاب و حكومت - نه به اصلاحات - نياز دارد. جماعت العلما نيز كه بعدها در شكل حزب اسلامى به فعاليت‌خود ادامه داد، تنها راه مبارزه با شرك و ماده‌گرايى را تاسيس دولت اسلامى مى‌دانست. (١٢)
حزب الدعوه از سوى «آيت الله سيد محمد باقر صد (ره)» تاسيس شد، و خود وى تا زمان شهادتش در سال ١٣٦٠ ش. رهبرى حزب الدعوه را بر عهده داشت; حزبى كه محبوبيت‌خود را در جامعه سنى عراق مديون انديشه‌هاى آيت الله صدر، چون لزوم اتحاد مسلمانان و جوانان تحصيل كرده سنى با شيعيان در نيل به پيروزى بود. جماعت العلماء توسط آيت الله حكيم (مرجع شيعيان جهان) شكل گرفت. وى هرگونه رابطه مسلمانان با حزب كمونيسم عراق را منع كرد و در سال ١٣٣٩ ش. با تاسيس حزب اسلامى، كار مبارزه با كمونيسم را به شكل سازمان يافته‌ترى ادامه داد. آيت الله حكيم تا زمان فوتش در سال ١٣٤٩ ش. رهبرى حزب اسلامى را در دست داشت. (١٣) اقدامات حزب الدعوه و جماعت العلما و حزب اسلامى در برپايى يك حكومت اسلامى در عراق قرين موفقيت نبود. علت اين ناكامى به فوت آيت الله حكيم و نيز سياست‌هاى حزب بعث در احياى فرهنگ باستانى عراق، اخراج شيعيان، توقيف اموال، دستگيرى و اعدام برخى از انقلابيون و مهم‌تر از همه به شهادت رساندن آيت الله صدر و خواهرش بنت الهدى در سال ١٣٦٠ ش. و نيز به فقدان رهبرى واحد، قاطع و آگاه برمى‌گردد. (١٤)

نداى مرداب‌هاى جنوب

سياست‌سركوب شديد صدام حسين كه بخشى از آن ناشى از شرايط جنگى موجود در عراق (جنگ عراق عليه ايران) بود، امكان ادامه فعاليت گروه‌ها و جنبش‌هاى اسلامى مخالف را در داخل خاك عراق كاهش داد. از اين رو «مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق‌» با الهام از انديشه‌هاى سيد محمد باقر صدر در خارج از عراق تشكيل شد. چنين اقدامى ادامه حيات و فعاليت اندك نهضت اسلامى را در داخل عراق نيز فراهم آورد. اما اندكى بعد از پايان جنگ تحميلى، نارضايتى جديد ضد دولتى در واكنش به سلطه مستبدانه بعثى‌ها، در شيعيان آن كشور بروز كرد. بنابراين از ١٣٦٨ ش. به بعد ناراضيان شيعى مرداب‌هاى جنوب عراق، بارها توسط نيروى هوايى عراق بمباران شدند. اين اقدامات كمكى به توقف نارضايتى نكرد، بلكه نارضايتى گسترده‌ترى با آغاز حمله عراق به كويت و به ويژه پس از شكست عراق از ائتلاف غرب، در مناطق شمال (كردها) و جنوب عراق (شيعيان) به وجود آمد. (١٥)
هدف مبارزان شمال و جنوب عراق، سرنگونى رژيم بعث‌بود. صدام با وعده اعطاى خودمختارى به كردهاى شمال، آنان را از ادامه قيام مسلحانه ضد بعثى و همراهى با قيام شيعيان عراق بازداشت. اما شيعيان برپايه اين انديشه كه اكثريت جمعيت عراق شيعه‌مذهبند و حاكمان سياسى عراق كافر و وابسته به قدرت‌هاى استعمارى‌اند، هم چنان برخواسته قديمى خود مبنى بر لزوم برپايى يك دولت مستقل و در عين حال اسلامى باقى ماندند. (١٦) قيام شيعيان عراق از مساجد، حسينيه‌ها، شهرهاى مذهبى و با شعار «الله اكبر» و با رهبرى روحانيت آغاز شد و تداوم يافت. از اين رو، در زمان كوتاهى قيام به شهرهاى زيادى گسترش پيدا كرد; به گونه‌اى كه بصره به تصرف و كنترل انقلابيون شيعى در آمد. پس از آن مبارزان شيعى براى سرنگونى صدام تا سى كيلومترى بغداد پيشروى كردند; (١٧) اما قيام با شكست مواجه شد. مهم‌ترين دلايل اين شكست، عبارت بودند از:
١. ادامه ناآرامى‌هاى جنوب عراق ممكن بود به سقوط حكومت صدام و استقرار يك حكومت‌شيعى در جنوب، مركز و شرق عراق منجر شود. چنين اتفاقى براى منافع حياتى آمريكا و متحدان آن در منطقه ناخوشايند بود. به همين دليل آمريكا و متحدانش حضور يك حكومت‌بعثى ضعيف را مناسب‌تر از شكل‌گيرى يك حكومت‌شيعى تشخيص داده، به بهانه عدم مداخله در امور داخلى عراق، دست صدام حسين را در سركوب شيعيان جنوب آن كشور بازگذاشتند. (١٨)
٢. همچنين فقدان رهبرى متمركز و واحد، ضعف رهبران قيام در سازماندهى مردم، عدم هماهنگى و اتفاق نظر بين گروه‌هاى مبارز شيعى، فعاليت‌سرويس‌هاى جاسوسى عراق در بر هم زدن اتحاد موجود بين مجاهدين عراقى از طريق شايعه پراكنى، ترور، كنترل و قطع ارتباط و.... (١٩)
پى‌نوشت:
١) تاريخ اقتصادى سياسى عراق، على بيگدلى، ص ٢٦ - ٢٤.
٢) متحدين عثمانى عبارت بودند از: آلمان، ايتاليا، اتريش و مجارستان كه از مغلوبين جنگ جهانى اول هستند.
٣) تاريخ سياسى اقتصادى عراق، على بيگدلى، ص ٢٧.
٤) كنفرانسى از سران كشورهاى پيروز در جنگ جهانى اول بود كه طى آن قيمومت انگليس بر عراق و قيمومت فرانسه بر سوريه مورد تاييد قرار گرفت.
٥) تاريخ سياسى اقتصادى عراق، على بيگدلى، ص ٣٠ - ٢٧.
٦) همان.
٧) تاريخ نهضت‌هاى دينى و سياسى معاصر، على اصغر حلبى، ص ١٤٥ - ١٣٧.
٨) همان.
٩) نهضت روحانيون ايران، على دوانى، ج ١، ص ٢١٩.
١٠) نهضت اسلامى شيعيان عراق، جويس ان ويلى، ترجمه مهوش غلامى، ص ٣٩.
١١) همان، ص ١٨٧ و ٥٢.
١٢) همان، ص ٥٨ و ٥٦.
١٣) همان، ص ١٨٧ و ٥٩، ٥٢.
١٤) همان، ص ٧٨ - ٧٠.
١٥) آينده خليج فارس، فيليپ رابينز و جاناتان استرن، ترجمه مهدى افشار، ص ١٠٠ - ٩٥.
١٦) همان.
١٧) همان.
١٨) همان.
١٩) صاعقه در صحرا، جيمز ملك ول، ترجمه حميد فرهادى و هوشمند نامور تهرانى، ص ٣٨٠ - ٣٧٦.